تبليغاتX
سكوت شيشه اي
 به امید انتخاب شادمهر به عنوان بهترین خواننده ی سال فارس.......

|+| نوشته شده توسط milad در شنبه سی ام دی 1385  |
 داستان یک انتخاب.........

مردم با شوق تا صبح برای دیدن اجرا منتظر ماندند...


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط milad در جمعه بیست و نهم دی 1385  |
 

Military Time
12 Hour Time

|+| نوشته شده توسط milad در سه شنبه پنجم دی 1385  |
 سا یت..........
 
               ساخت سایت.......................    


شايد تا به حال براي خودتان يك وب‌سايت يا يك وبلاگ راه انداخته‌ايد و شايد هم در فكر راه‌ انداختن آن باشيد! احتمالاً مي‌دانيد براي ساخت يك سايت، اعم از عمومي و شخصي، نياز به يك الگوي گرافيكي داريد. الگوي گرافيكي سايت، غير از برنامه‌نويسي‌هاي تحت وب كه در پشت پرده وب‌سايت‌ها قرار مي‌گيرند، سريع‌ترين نوع ايجاد ارتباط با خوانند‌گان به حساب ميآيد. بخش بالايي صفحه شروع يا Home Page شما، سرآيند (Header) نام دارد. سرآيندها معمولاً معرفي‌كننده محتواي يك سايت هستند. بسياري از سايت‌هاي اينترنتي سرآيندهاي رايگان عرضه مي‌كنند و معمولا طراحي‌هاي ساده‌اي را ارائه مي‌دهند. برخي از سايت‌هاي غيررايگان هم طراحي‌هاي بسيار زيبايي دارند، اما طرح‌هاي آن‌ها خيلي گران است. شما به عنوان يك گرافيست نيازي نداريد كه بابت يك تصوير ساده، پولي پرداخت كنيد. گفتيم ساده؛ چون مطمئناً پس از يادگيري آن‌ها ديگر برايتان مشكل و عجيب نخواهند بود! در اين آموزش يك عكس پشت‌زمينه مي‌سازيم كه برش‌هاي افقي آن براي سايت‌هاي كامپيوتري و شبكه بسيار مناسب است. اميدواريم به زودي سايت خودتان را راه‌اندازي كنيد. البته با سرآيندهايي كه خودتان مي‌سازيد!


ابتدا يك سند جديد بسازيد. اندازه آن چندان فرقي نمي‌كند؛ زيرا  به كاربردي  بستگي دارد كه از آن انتظار داريد. در اينجا فرض مي‌كنيم قرار است از اين تصوير براي  پس زمينه ويندوز استفاده شود.

بنابراين اندازه سند را 778*1024، كه استاندارد نمايشگر‌هاي معمولي است، تعريف مي‌كنيم. براي شروع تمام زمينه را به وسيله ابزار سطل رنگ (G) با رنگ سياه پر مي‌كنيم. سپس با كليك آيكون reate New Layer در پايين پالت لايه‌ها، يا فشردن همزمان دكمه‌هاي Ctrl+Alt+Shift+N، يك لايه جديد بسازيد.

اين لايه جديد براي ساخت اشياي چهارگوش به كار مي‌رود. بنابراين با استفاده از ابزار انتخاب چهارگوش يا Rectangular Marquee يك محدوده انتخاب مستطيلي شكل در گوشه تصوير بكشيد.

1

مي‌خواهيم داخل اين چهارگوش را با يك خاكستري تيره پر كنيم. رنگي كه براي اين كار به كار مي‌بريم، يكي از 256 لايه خاكستري است كه تنها كد رنگي آن را مي‌دانيم. فرض كنيد كد اين رنگ (4e4e4e#) است.
 
مطمئناً به سختي مي‌توان دقيقاً همين كد را از پالت گزينش رنگ فتوشاپ انتخاب كرد. هنگامي كه مي‌خواهيد دقيقا يك رنگ خاص را استفاده كنيد و كد رنگ آن را مي‌دانيد، بايد روي آيكون رنگ در نوار ابزارها دوبار كليك كنيد تا پنجره گزينش رنگ‌ها باز شود.

 
در پايين و سمت راست پنجره كد رنگي كه در حال حاضر انتخاب شده است، در كادري كه جلوي آن اين علامت قرار دارد (#) ديده مي‌شود. در اين كادر كليك كنيد و كد رنگ مورد نظرتان را در آن تايپ نماييد.
 
هنگامي كه OK مي‌كنيد، دقيقاً همان رنگ، به عنوان رنگ پيش‌زمينه شما انتخاب شده است. حالا باز هم با استفاده از ابزار سطل رنگ (G) رنگ طوسي را در محدوده انتخاب شده پر كنيد.
 

2

ديگر با نقطه‌چين‌هاي محدوده انتخاب شده كاري نداريد. بنابراين با زدن دكمه‌هاي Ctrl+D لايه را از حالت انتخاب خارج كنيد. حالا بايد اين لايه را به بخش‌هاي كوچك‌تري تقسيم كنيد.

يك راه آن اين است كه با همان ابزار انتخاب چهارگوش، به طور پي‌درپي بخش هاي كوچكي از لايه خاكستري را انتخاب كنيد، با فرمان Cut آن را ببريد، و دوباره روي خود تصوير بازگردانيد. اما فيلتر Wave فتوشاپ مي‌تواند اين كار را خيلي سريع‌تر انجام دهد.
 
اين فيلتر را از مسير Filter< Distort< Wave باز كنيد و تنظيمات آن را مطابق شكل روبه‌رو تنظيم كنيد. براي به دست آمدن شكل‌هاي اتفاقي، مي‌توانيد يك يا دو بار روي دكمه Randomize كليك كنيد تا در‌‌هم‌ريختگي شكل بيشتر شود.

لايه خاكستري به تكه‌هاي كوچكي تقسيم شد. اما اين تكه‌هاي كوچك در يك گوشه تصوير جمع شده‌اند. بنابراين با انتخاب ابزار Move يا (V) و كليك  روي تصوير و كشيدن آن، لايه بالايي را به ميانه تصوير بكشيد. اين شكل‌هاي چهارگوش كوچك براي كار ما مناسبند، اما كافي نيستند.

بدين منظور به چهارگوش‌هاي بيشتري احتياج داريم. دكمه‌هاي Ctrl+J را فشار دهيد (يا از منوي لايه‌ها، فرمان Layer> New> Layer Via Copy را انتخاب كنيد)، يك كپي از لايه فعال مجددا ساخته مي‌شود. شايد بد نباشد اين لايه را با كليك دكمه‌هاي Ctrl+T به مقدار 90 درجه
(Edit> Trasform> Rotate90CW) بچرخانيد تا محدوده بيشتري را پر‌كنند.
 
همچنين بايد براي چسباندن اين دو لايه به هم، دكمه‌هاي Ctrl+J را فشار دهيد. دوباره با دكمه‌هاي Ctrl+J و سپس Ctrl+T همين كار را مجدداً روي لايهِ يكي شده، تكرار كنيد و باز هم آن را به لايه زيرين بچسبانيد.

3

حالا يك لايه پر از شكل‌هاي چهارگوش خاكستري داريد كه تقريباً تمام صفحه را پوشانده است، اما هنوز جلوه‌اي را روي آن‌ها اعمال نكرده‌ايد. براي ايجاد جلوه‌هاي لايه روي يك لايه، بايد در پالت لايه‌ها، آن لايه را فعال كنيد (در حال حاضر لايه شكل‌ها فعال يا آبي رنگ است) و بعد با كليك  آيكون Add a Layer Style و كليك  گزينه Blending Options، پنجره جلوه‌هاي لايه را باز كنيد.

در منوي سمت چپ، روي هر جلوه‌اي كه كليك كنيد، بلافاصله تنظيمات مربوط به آن در پنجره سمت راست نمايان مي‌شود. فعلاً به دو جلوه Inner Glow و Stroke احتياج داريد. با كليك روي هر يك از آن‌ها، تنظيمات آن‌ها را طبق عكس روبه‌رو تنظيم كنيد. دقت كنيد كه در مورد رنگ پيش فرض دقيقاً به همان روش قبل، با كليك  رنگ داخل پنجره، كد رنگ ارائه شده را وارد كنيد.

4

لبه‌هاي شكل‌هاي چهارگوش براق شده‌اند، اما لازم است خود تصوير را هم در برخي جاها، روشن‌تر كنيد، يا اصطلاحاً، كمي كنتراست آن را نسبت به زمينه مشكي بالا ببريد. 

ابزار O) Dodge) براي نور دادن به يك قسمت از تصوير به كار مي‌رود. آن را بر برخي از جاهاي تصوير بكشيد تا آن قسمت‌ها نوراني شوند. در صورتي كه مقدار افزايش نور خيلي كم يا خيلي زياد است، مي‌توانيد با تغيير قدرت اين ابزار از نوار تنظيمات آن، تأثير آن را بيشتر يا كمتر كنيد. شكل شما هم‌ اكنون چيزي شبيه اين است.

5

حالا با زدن دكمه‌هاي Ctrl+E همه لايه‌هاي روشن تصوير را با هم يكي كنيد. تصاوير چهارخانه خيلي جذاب شده‌اند، اما هنوز دو بعدي هستند. بايد كمي به آن‌ها حجم بدهيد.

براي حجم دادن به اين شكل‌ها از فيلتر Filter> Stylize> Extrude استفاده مي‌كنيم. دقت كنيد كه در تنظيمات اين فيلتر، حتما ًType:Blocks
،Size: 35 Pixel، و Depth: 30 Random باشد. شكل‌ها سه‌‌بعدي شدند، اما هنوز سياه و سفيدند. بنابراين، با زدن دكمه‌هاي Ctrl+U، پس از انتخاب گزينه Colorize و سپس اعمال مقادير Saturation:50، HUE:180 مي‌توانيد به يك رنگ زيباي Cyne دست يابيد.

6

همانند قبل با كليك دكمه‌هاي Ctrl+J يك لايه جديد از همين لايه بسازيد. در پالت لايه‌ها با كليك منوي آبشاري جلوه‌هاي آميختگي و انتخاب گزينه Overlay به لايه بالايي جلوه درخشندگي بدهيد.
 
در صورتي كه احساس مي كنيد مقدار اين درخشندگي زياد است، با كم كردن شفافيت لايه، رنگ شكل را به انتخاب دلخواهتان برسانيد. سپس روي لايه شكل اولي كليك كنيد تا فعال شود.

7

از مسير Filter> Blur> Motion Blur فيلتر محوشدگي حركتي را باز كنيد. در كادر محاوره‌اي اين فيلتر، مي‌توانيد جهت محو شدگي را (به درجه)، و مقدار محو شدگي را (به پيسكل) وارد كنيد. مقدار پنجاه پيكسل محوشدگي در جهت صفر درجه به شكل اعمال كنيد. حالا لايه پشتي داراي حركت به نظر مي‌رسد. دوباره لايه بالايي را انتخاب كنيد و با فيلتر Filter> Sharpen> Smart Sharpen تا جايي كه مي‌توانيد، آن را واضح‌تر كنيد. شكل مورد نظر آماده است.

8

كار تمام است. مي‌توانيد از اين تصوير در پشت زمينه ويندوز،  يا در بالاي وب‌سايت‌ خود استفاده كنيد. با تغيير رنگ به كار رفته، به رنگ‌هاي سبز، قرمز، يا زرد، مي‌توانيد جلوه‌هاي بسيار زيبايي از شكل‌هاي چهارگوش را به دست آوريد. كه معمولاً بسيار مشكل به نظر مي‌آيند، اما فتوشاپ آن‌ها را ساده درست مي‌كند، البته اگر راه آن را بدانيد!
 

9

     
   
مطالب مرتبط
Photoshop Plugins - Aurora 2.1
( فتوشاپ - Photoshop )
عكاسي رنگي؛ عكس سياه و سفيد - آموزش فتوشاپ
( فتوشاپ )
Photoshop Element 5.0
( فتوشاپ - Photoshop )
پلان سوم ... نور ... رنگ... ‌اكشن! - آموزش فتوشاپ
( فتوشاپ )
روياي ستاره‌ها - آموزش فتوشاپ
( فتوشاپ )
آموزش فتوشاپ: مهر طلايي
( فتوشاپ - Photoshop )
چتري به نام رنگين‌كمان - آموزش فتوشاپ
( فتوشاپ )
چگونه مي‌توان سرعت کار فتوشاپ را افزايش داد؟
( فتوشاپ )
ساخت تصاوير بندانگشتي در وب
( فتوشاپ )
بسته نرم‌افزاري CorelDRAW X3 به بازار مي‌آيد
( فتوشاپ )
‌پنجره‌هاي زيبا - آموزش فتوشاپ
( فتوشاپ )
كارگاه برادران نول - چگونه فتوشاپ از نرم‌افزاري ساده به صنعتي بزرگ تبديل شد
( فتوشاپ - Photoshop )
آموزش فتوشاپ - ساختن تصاوير پانوراما
( فتوشاپ )
لطفا به گيرنده‌هاي خود دست بزنيد! - آموزش کاليبره کردن مانيتور در فتوشاپ
( فتوشاپ )
آموزش فتوشاپ: رنگي كردن عكس هاي سياه و سفيد
( فتوشاپ - Photoshop )
به لينك‌هاي خود جلوه بيشتري بدهيد
( طراحي سايت )
حالا زمان نمايش است : چگونه مي توانيد سايت خود را روي اينترنت قرار دهيد؟
( طراحي سايت - Web Design )
سال 1384 براي طراحان وب: حرکت به سوي طراحي مبتني بر CSS
( Web Design )
يك لوگوي جذاب براي سايت‌تان بسازيد
( طراحي سايت )
آشنايي با ASP.NET WebMatrix

 

     این مطا لب ازماه نامه ی عصر شبکه گرفته شده است.        

|+| نوشته شده توسط milad در پنجشنبه سی ام آذر 1385  |
 lov ..........
 

رمانتیکها

 

                                             بخوانند....!


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط milad در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385  |
 هستی وغرب........
نگاهي به هستي شناسي در فلسفه غرب از آغاز تا سقراط
نگاهي به هستي شناسي در فلسفه  غرب از آغاز تا  سقراط
شاید مهم ترین مساله ای که فلسفه - به عنوان شاخه ای از درخت تنومند شناخت بشری - در طول تاریخ حیات و حیات تاریخی خود، کوشیده به آن پاسخ دهد و آن را به عنوان معمایی بغرنج حل کند، مسأله هستی شناسی است.

[ فلسفه و متافيزيك ]

نگاهي به هستي شناسي در فلسفه  غرب از آغاز تا  سقراط

منبع: فلسفه دات كام
http://www.falsafeh.com/atefrad_hastishenasi.htm

مهدي عاطف راد

 شايد مهم ترين مساله اي كه فلسفه- به عنوان شاخه اي از درخت  تنومند شناخت بشري - در طول تاريخ حيات و حيات تاريخي خود، كوشيده به  آن پاسخ دهد و آن را به عنوان معمايي بغرنج حل كند، مسأله هستي شناسي است. هستي چيست؟ سرچشمه و منشا وجودي وجود كدام است؟ گوهر بنيادين و ريشه پنهان آن چيست و از كجاست؟

حل ساير مسائل اساسي فلسفه، به طور مستقيم يا غير مستقيم، آشكار يا ضمني، بستگي تام به پاسخي دارد كه به اين پرسش هاي بنيادين داده مي شود، و در ارتباط تنگاتنگ با نوع رويكردي است كه نسبت به اين مسئله در پيش گرفته مي شود. مسائلي چون  ماهيت شناسي، پديده شناسي، ساختارشناسي، شناخت شناسي، انسان شناسي، اخلاق شناسي، شناخت خير و شر، آزادي و اجبار، ضرورت و تصادف، و ساير مسائل مهم ديگر فلسفي، در ارتباط با موضوع هستي شناسي و وجود شناسي طرح مي شوند و پاسخ به آن ها در گرو پاسخي است كه فلسفه به مسئله ي هستي شناسي مي دهد.

 طالس ملطي از نخستين فيلسوفاني بود كه كوشيد تا به مسئله هستي شناسي بپردازد و به آن پاسخي صريح و روشن بدهد. از نظر طالس آب گوهر بنيادين هستي و ماده نخستين بود و بقيه چيزها همگي از آب ساخته شده بودند. او بر اين باور بود كه جهان  ريشه  آبي داشته و زمين بر آب قرار گرفته است.

 انكسيمندر- از ديگر فيلسوفان مكتب ملطي- معتقد بود كه تمام اشياء از يك نوع ماده ساخته شده اند، ولي اين ماده هيچ كدام از موادي نيست كه ما مي شناسيم، بلكه ماده اي است نامتناهي و جاودان كه همه جهان را در بر گرفته است. اين ماده نخستين، در اثر تحولات دروني به صورت موادي در مي آيد كه ما مي شناسيم، و خود اين مواد نيز به يكديگر تبديل مي شوند.

 انكسيمندر بر اين عقيده بود كه اشياء چنان كه تقدير آن ها است، به همان اصلي باز مي گردند كه از آن برخاسته اند، زيرا كه بايد بي عدالتي هاي يكديگر را در زمان مناسب جبران  كنند.

انكسيمندر مي گفت كه مواد تشكيل دهنده جهان واقعي دو به دو مكمل و متضادند و اگر ماده اصلي جهان بخواهد از جنس يكي از آن ها باشد، مي بايست تا كنون ساير عناصر را تسخير و بر آن ها غلبه كرده و جهان را از خود انباشته باشد. به عنوان مثال، اگر آب عنصر اصلي تشكيل دهنده جهان بود بايست هوا و خاك و آتش را فرا مي گرفت و از خود مي آكند، و چون چنين اتفاقي نيفتاده، پس ماده نخستين و گوهربنيادين جهان بايست ماده اي خنثي و بدون مكمل و متضاد باشد، به همين دليل انكسيمندر عقيده داشت كه هيچ يك از مواد موجود در ساختمان فعلي جهان ماده بنيادين آن نيست و ماده نخستين ماده اي است متفاوت با همه مواد تشكيل دهنده ي ساختمان جهان.

انكسيمندر معتقد به حركتي دائمي و ابدي بود كه در ضمن آن جهان پديد آمده است. او هستي را مخلوق نمي دانست، بلكه آن را تكامل يافته  ماده هميشه موجود مي دانست كه گوهر بنيادين هستي است.

 انكسيمنس- سومين فيلسوف بزرگ مكتب ملطي- هوا را ماده نخستين و بنيادين هستي مي دانست و بر اين باور بود كه هر چيز، گونه اي خاص يا تركيبي ويژه از هوا است. او معتقد بود كه روح و جسم نيز هر دو هوا هستند، اولي به نهايت رقيق و شفاف، دومي به نهايت متراكم و كدر. او آتش را نيز گونه اي هواي رقيق شده مي پنداشت و مي گفت: هوا چون متراكم گردد نخست به آب تبديل مي شود، سپس در اثر تراكم بيشتر به خاك و سنگ بدل مي گردد. او اختلاف بين مواد مختلف را اختلافي كمّي دانست و آن را ناشي از ميزان تراكم هوا مي شمرد. او هوا را محيط بر همه چيز مي دانست و مي گفت همانطور كه روح ما كه از هواست ما را وجود مي بخشد و حيات ما متكي به آن است، وجود جهان نيز متكي به باد و نفسي است كه تمام جهان را در بر گرفته است. به گمان او جهان هم مثل ساير موجودات زنده نفس مي كشيد.

 فيثاغورس گوهر بنيادين هستي را روحي مي شمرد كه به صورت اعداد تجلي مي يافت. اين روح به باور او موجودي است باقي و بي مرگ كه به شكل گونه هاي گوناگون موجودات زنده در مي آيد و پس از آن كه پاره اي از آن با موجودي پا به جهان هستي مي گذارد، و دوراني معين را همراه آن مي گذراند، هنگام مرگ جسماني، از وجود آن موجود خارج شده و بار ديگر همراه پيكر موجودي ديگر به جهان  باز مي گردد.

فيثاغورث همه چيز را عدد مي دانست و بر اين باور بود كه نسبت هاي عددي صحيح بين چيزها به آن ها هويت و موجوديت مي بخشد، و به پاره هاي روح آغازين اجازه  نمود و بروز مادي مي دهد، بنابراين نسبت هاي عددي ساده است كه جهان هماهنگ و منظم و هارمونيك را پديد آورده است.

 گزنوفانس معتقد بود كه همه چيز از خاك و آب ساخته شده و اين دو ماده، مواد بنيادين و نخستين هستي هستند. او جهان را آفريده آفريدگاري يگانه مي دانست كه بدون هيچگونه تلاش و تحرك، فقط به نيروي انديشه ي خود همه چير را به حركت در مي آورد و جنبش زاييده قدرت تفكر اوست.

 هراكليتوس آتش را ماده نخستين و گوهر بنيادين هستي مي دانست و مي گفت كه هر چيزي همانند شعله  آتش از مرگ چيزي ديگر پديد مي آيد: « ميرا مانا است و مانا ميراست. يكي در مرگ ديگري مي زيد و در زندگي ديگري مي ميرد.» ، « همه چيز از يك چيز و يك چيز از همه چيز به وجود مي آيد.»

 از نظر هراكليتوس آتش اصلي كه گوهر بنيادين و ماده آغازين هستي است هرگز خاموش نمي شود. جهان هميشه يك آتش زنده جاويد بوده و هست و خواهد بود.

هراكليتوس معتقد به جنگ ميان اضداد بود و مي گفت كه جنگ پدر و پادشاه همگان است و اوست كه برخي را خدا و برخي را انسان، برخي را برده و برخي را آزاد كرده است. وي  جنگ را امري عمومي و ستيزه را عدالت مي دانست و مي گفت: همه چيز در اثر ستيزه به وجود مي آيد و در نتيجه ستيزه نيز  از بين مي رود، و اساس هستي بر بنيان ستيزه و نزاع بين اجزاي متخاصم متضاد استوار است.

هراكليتوس روح را تركيبي از آب و آتش مي دانست كه از ميان اين دو عنصر، آتش شريف و آب پست است.

 پارمنيدس گوهر بنيادين هستي را آن  يگانگي نامتناهي و نامشهود و فراتر از جنبش و تضادي مي دانست كه در سكون و سكوت محض به سر مي برد و يكپارچه و پيوسته است و تمام جهان را از خود انباشته است، اما حواس آدمي قدرت درك و دريافت آن را ندارد و آن چه را در حركت و تغيير و دگرگوني دائمي مي بيند و سرشار از عناصر متضاد، خواب و خيالي وهم آلود و فريبنده بيش نيست.

پارمنيدس معتقد بود كه حقيقت جهان واحد و بسيط و ناگسسته است، و فاقد هر گونه تشخص و تعين و تكثر است.

 امپدوكلس خاك و هوا و آب و آتش را به عنوان چهار آخشيج بنيادين تشكيل دهنده هستي مي شناخت و بر اين باور بود كه اين چهار آخشيج جاودانند و فاقد تولد و مرگ. او معتقد بود كه از درهم آميزش آن ها با نسبت هاي معين مواد مركبي پديد مي آيد كه جهان را مي سازد.

امپدوكلس عقيده داشت كه بين آخشيج هاي چهارگانه،  دو نيروي اصلي متضاد وجود دارد و از كنش و واكنش آن دو جهان شكل مي گيرد و ساختار مي يابد. او اين دو نيروي متضاد را " مهر" و " ستيز" مي ناميد، و معتقد بود كه " مهر" اجزاء را به هم پيوند مي دهد و با هم تركيب مي كند، و" ستيز" آن ها را از هم مي پراكند . او "مهر و ستيز"  را نيز جزو گوهر هاي بنيادين و نخستين، و در رديف آخشيج هاي چهارگانه قرار مي داد. از ديد او تغييرات جهان هدفمند نيستند، بلكه در نتيجه تصادف روي مي دهند و در نتيجه آن " مهر و ستيز" به طور متناوب جانشين هم مي شوند، و در اين روند دور و تسلسلي دائمي و بي مرگ وجود دارد،  به اين ترتيب كه وقتي آخشيج ها به وسيله " مهر"  در هم مي آميزند، " ستيز" آن ها را به تدريج از هم جدا مي كند، و چون " ستيز"  به طور كامل آن ها را از هم جدا كرد، "مهر" بار ديگر آن ها را به هم مي پيوندد،  بنابراين ماده مركب موقت است و فقط آخشيج هاي چهارگانه و دو نيروي "مهر و  ستيز"  اصالت ذاتي دارند و بنيادين و جاويدانند.

 انكساگوراس هستي را مركب از مجموعه اي از اجزاي مادي و روحي مي دانست و معتقد بود كه موجودات غير زنده فقط از اجزاي مادي و موجودات زنده  از تركيبي از اجزاي مادي و روحي تشكيل شده اند. انكساگوراس مي گفت كه همه چيز بي نهايت قابل تقسيم است و هر پاره ماده، هر چقدر هم كوچك باشد، مقداري از هر عنصر را در خود دارد و اشياء آن چيزي به نظر مي رسند كه از آن چيز بيشتر از ساير چيزها دارند. به عنوان مثال، هر چيزي مقداري آب دارد، ولي وقتي مايع به نظر مي رسد كه در صد آبش بيشتر از در صد ساير اجزايش باشد.

انكساگوراس روح را گوهري مي دانست كه در موجودات زنده بر همه چيزهاي ديگر مسلط است، گوهري نامتناهي و آزاد كه با هيچ چيز مخلوط نمي شود و بر خلاف اجزاي مادي، حاوي هيچ تضاد يا تركيبي نيست. روح از نظر انكساگوراس سرچشمه جنبش و چرخش است، و در تمام موجودات زنده اعم از انسان و حيوان داراي شكلي واحد و گوهري يگانه است.

 دموكريتوس گوهر بنيادين هستي را اتم هاي از لحاظ فيزيكي غير قابل تقسيم و از لحاظ فلسفي فنا ناپذير

مي دانست كه هميشه در جنبش و گردش بوده و خواهند بود و در فضايي تهي شناور و سرگردانند. تعداد اتم ها و انواع آن ها بي نهايت است و تفاوت آن ها فقط در شكل  و اندازه هندسي و فضايي آن هاست.

از ديد دموكريتوس حتي روح هم از اتم تشكيل شده است و حركت اتم ها در روح شبيه حركت ذرات غبار در نور خورشيد است، آن هنگام كه باد نمي وزد.

دموكريتوس فضاي تهي را كه اتم ها در آن شناورند،  بي پايان مي دانست و معتقد بود كه در آن خالي مطلق نه بالا وجود دارد و نا پايين. او حركت اتم ها را قانونمند و جهت دار مي دانست و معتقد بود كه اين جنبش جاودانه بر اساس قوانين طبيعي رخ مي دهد و هيچ گونه تصادف يا اختياري در آن وجود ندارد.

توجيه هستي شناسانه ي دموكريتوس به دور از هرگونه توسل به علت غايي و هدف نهايي بود. او هستي را بر مبناي واقعيت آن و قوانين طبيعي حاكم بر آن توجيه مي كرد و هيچ گونه علت غايي يا عامل خارجي را در آن دخالت نمي داد.

 پروتاگوراس  منكر حقيقت عيني خارج از ذهن انسان بود و عقيده داشت كه تنها چيزي كه شايد وجود دارد، دريافت هاي ناشي از حواس انسان هاي مختلف است كه به شدت شخصي و غير قابل انتقال است، و خارج از آن، هستي چيزي نيست، يا اگر هم هست قابل دريافت و درك نيست. او مي گفت به تعداد افراد حقيقت وجود دارد و حقيقت هستي از ديد هر كس، همان چيزي است كه خودش درك مي كند و بيرون از حيطه ادراك شخصي او چيزي وجود ندارد.

 گورگياس معتقد بود كه يا در جهان هيچ چيز وجود ندارد، يا اگر هم چيزي وجود داشته باشد غير قابل درك و شناخت است.

 

 


  

|+| نوشته شده توسط milad در یکشنبه نوزدهم آذر 1385  |
 یک مطلب علمی......

تشكيل سياهچاله ها

طبق نظريه نسبيت عام، يك سياهچاله زماني ايجاد مي شود كه يك ستاره سنگين سوخت هسته اي خود را به اتمام مي رساند و پس از آن توسط نيروي گرانش خودش فشرده مي گردد. تا هنگاميكه ستاره در حال مصرف سوخت مي باشد، انرﮊي ناشي از آن تعادل ستاره را در برابر نيروي گرانش حفظ مي كند. پس از اتمام سوخت ستاره ديگر قادر به تحمل وزن خود نيست در نتيجه مركز ستاره دچار فروريختگي مي شود. اگر جرم مركز ستاره بيش از سه برابر جرم خورشيد باشد، ظرف كمتر از يك ثانيه درون نقطه تمركز فرو مي ريزد............

|+| نوشته شده توسط milad در شنبه هجدهم آذر 1385  |
 سخنی با کنکوریها...................

حتی انیشتین هم استراحت میکرد !!!!!!!! انهم با ویولون ........ قابل توجه آن دسته از کنکوریها که

 اصول صحیح درس خواندن را نمی دانند.............

 

|+| نوشته شده توسط milad در جمعه هفدهم آذر 1385  |
 يك شعر عاشقانه براي...........................!!!!
 

              با چشم قشنگت ....................!!!!!!                 

 

با چشم قشنگت همه شب مسئله دارم

ازدوري چشمان توهرشب گله دارم

آئينه فقط خندهء زيباي تو را داشت

                                 امشب هوس بازي آن سلسله دارم

آن كودك مهتاب نشين درخم كوچه

                                 تا لحظه ي ديدارتو صدفاصله دارم

حالا كه دلم منتظرتوست درين شب

                                انگار كه تاوقت سحر حوصله دارم

پرونده ي اين مسئله ديوار بلندي ست

                                امابه نگاهت ورق باطله دارم

            

                 شعاراز: میلاد.پ                                         تقديم به آنكه ميداند   آذر۱۳۸۵ 

|+| نوشته شده توسط milad در چهارشنبه پانزدهم آذر 1385  |
 ساز های ایرانی....
برای دیدن فهرست ساز های اصیل ایرانی درادامه ی مطلب کلیک کنید....

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط milad در پنجشنبه چهارم آبان 1385  |
 
 
بالا